جلال جلالى زاده

255

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

يك نفر را بكشند وجوب ديه بر آن‌ها همان علتى نيست كه موجب قصاص است ، بلكه به دليل اطراد و انعكاس يكى از احكام علت است كه موجب قصاص است ، همان‌گونه كه در قتل عمد عدوانى ، خطا و شبه عمد است . قياس شبه : امام شافعى آن را قياس اشباه يا قياس غلبه‌ى اشياء مىنامد ، يعنى تردد فرع در بين دو اصل كه به يكى از آن‌ها در حكم و به ديگرى در صورت شباهت دارد كه در نزد شافعى مشابهت در حكم و در نزد ديگران مشابهت در صورت معتبر است . اعتبار شبه در حكم مانند مشابهت عبد مقتول به آزاد و ديگر مملوكات و اعتبار شبه در صورت مانند قياس نشستن دوم در نماز بر نشستن اول در عدم وجوب است . قياس طرد : قياسى است كه وصف در آن مناسبتى با حكم ندارد و مستلزم آن‌چه كه مناسب خود حكم است نمىباشد و از قياس‌هاى فاسد شمرده مىشود كه معتبر نيست . مانند قياس نبيذ بر خمر به جامع رنگ يا جامع نشوت كه اين اوصاف مناسبتى با حكم ندارد و به‌طور مطلق از مستلزمات آن نيست . قياس ظنى : آن است كه علت جامع در بين اصل و فرع ظنى باشد ، يعنى اين‌كه بودن وصف به عنوان علت در اصل ظنى باشد و وجود اين وصف در فرع يقينى باشد ، همان‌گونه كه در قياس ادنى وجود دارد . يا بودن وصف به عنوان علت در اصل ظنى باشد ، ولى نسبت به وجود آن در فرع قطع نداشته باشد و اكثر قياس‌ها ظنى هستند ؛ چون وجود علت در فرع قطعى نيست ، مثل قياس سيب بر گندم . قياس عكس : اثبات نقيض حكم معلوم در معلوم ديگرى به سبب وجود نقيض علتش در آن ، اثبات نقيض حكم اصل در فرع به سبب افتراق آن‌ها در علت . مانند آيه‌ى وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً ( نساء / 82 ) . عدم وجود اختلاف كثير در آن دليل بر بودن آن از سوى خداوند از طريق قياس عكس است . مثال دوم : نماز وتر نافله است ؛ چون اداى آن بر روى مركب صحيح است ، مانند نماز صبح كه فرض است و اداى